من و جماک بی صبرانه منتظر بودیم تا اوسیانا الاغ حبابی بزرگش را از روی لباس محدودش رها کند. پس از تحمل دلپذیری های لازم ، بالاخره باید آن را تماشا کرد و قطعاً ارزش انتظار را داشت. آن نوزاد با تکان دادن یک گونه باسن خود همزمان با حرکت تکان دهنده وازو به یاد ماندنی ، کنترل ماهیچه ای شگفت انگیز خود را به ما نشان داد. سپس به دنبال غنایم به اتاق نشیمن خود رفتیم و آنجا را با روغن چرب آغشته کردیم و خمیدگی بی عیب و نقص را پرستش کردیم. هنگامی که او برای داشتن آلت تناسلی مورد نیاز حاضر شد ، جمک گلوی پر زرق و برق او را پر کرد و سپس سوت محکم او را با سوت سکس زوری جدید یک چشم او بست.