من شب گذشته در حال تمرین چند یادداشت روی بیس بودم که این داغ فقط همانطور که بچه کوچک صاحب آن مکان بود وارد می شود. اون خیلی منو ترسوند تقریبا بدون پوستم پریدم. او این داستان دیوانه وار را در مورد شرط بندی با مشاغل خانگی و جک من ساخت. به او گفتم اگر خروس خود را نشان دهم مجبور است آن را بلعیده و فاک کند. یکبار او خروس من را دید ، رفتنش ارزشمند بود. او بهترین غنایم چاق را داشت که یک دختر می توانست داشته باشد. بقیه منحنی های او فقط می تواند متعلق به یک جوان 18 ساله باشد. من کارهایی با او کردم که سکس عربی زوری زندگی جنسی او را برای همیشه تغییر خواهد داد.