وقتی مطلوب شدم ، بیرون بودم و مشغول انجام کارهای معمولی بودم. به طور اتفاقی ناودیا را در ایستگاه اتوبوس نشسته و منتظر اتوبوس بودم ، اما چیزی که آن بچه نمی دانست این است که اتوبوس نمی آمد ، این روز تعطیلات بود ، بنابراین او بدون هیچ دلیلی منتظر آنجا بود. تا اینکه من ظاهر شدم و ما به سرعت همه اینها را عوض کردیم. قبلاً می دانستم که او به محل من برمی گردد تا کمی معاشرت کنم و استراحت کنم. هیچ وقت را برای شروع لذت بردن از دست ندادم. این زیبایی بسیار وحشی است ، او دارای تعدادی بازوکوی گرانبها و خدمات کلی است که در چند دقیقه شما را مجذوب خود می کند. خوش بگذره! سکس زوری داستانی