همسر هالی بروکس به او خیانت کرد و این نوزاد بچه های اخیر یورک را ترک کرد و برای لذت بردن به فلوریدا آمد و آن را فراموش کرد. او شب گریه بدی داشت ، اما از خواب بیدار شد و مایل بود که توسط یک جوان کوچکتر حفاری کند. او در آن لباس در تمام لباس بسیار وحشی به نظر می رسید. او با او ملاقات کرد و خیلی زود پس از آن ، آن مرد در حال قایق سواری این سپرهای بزرگ و سرسبز بود. او ترک ترک خورده اش را خورد و خروس را مکید. او در حالی که دکمه های بزرگش به اطراف تکان می خورد ، روی آن دستگیره سوار می شد. لعنتی بهم ریخت و در تمام آن بچه های بزرگ و صورت زیبایش آب میوه بست. صکص زوری