آریانا ، معروف به گلودرد ، نوزادی نوزده ساله بود که من کشف کردم. احتمالاً خط پیکاپ دیوانه وار من است. آن نوزاد در حال عبور از من بود و به تلفنش فحش می داد و من فریاد زدم: "عجب دهانی نازک" ... این شروع دوستی ما بود. او در مورد گیر افتادن و خراب شدن می نالید. من به او پیشنهاد رفت و برگشت به خانه و مقداری پول نقد را دادم. ، اما من مجبور شدم در عوض اسمیت را بدست عكس سكس زوري آورم. او دقیقاً می دانست منظور من چیست. بدن او واقعاً ارزشمند بود. در الاغ یخ. او به یک جفت چیزهای کثیف در اینجا و آنجا گفت که به طور کامل من را بلافاصله مجبور نکرد.