لوی بیرون بود و دوباره شکار می کرد. همانطور که آن مرد در حال انجام دوباره کارها بود ، متوجه شد همسر ملف جوان ، ملروز ، هنوز در خانه است. پاولی و او به صورت مخفیانه به عقب برگشتند و او را تماشا کردند که شوهرش را به در می رساند. به نظر می رسید که کار او لغو شده است ، اما آن بچه فقط او را برای انجام برخی کارها اعزام کرد. حالا ملروز می تواند این عمل پورنو را از یک بچه که توجه او را از دست داده بود ، به دست آورد. ملروز تمام آن انرژی تند و زننده را بیرون ریخت و لوی دریافت کننده مطلوب بود. او آن لعنتی سخت غیرقابل درک را به او داد و به درخواست او یک سوراخ روی صورت را پر کرد.