لوی در تعطیلات ناهار با 2 شیرخوار داغ ملاقات کرد. ققنوس آتشین و وحشی ، که لوی در گذشته از آن لذت می برد ، دوستی را خرید که صوفیه گرم و گرم بود. یکی و دختران دیگر همه برای تفریح کمی بازی می کردند و همه چیز را به لووی واگذار کردند. این پسر به سرعت به محل اقامت برگشت و در آنجا متوجه شدیم که صوفیه به یوگا علاقه مند است و بسیار تابع است. با پاهای صوفیه پشت سر ، ققنوس شروع به خوردن چنگ زن فریبنده بدون مو کرد. لوی در مدت کوتاهی پرید و هر دو دختر را به درستی لرزاند. خانمها کاملاً درگیر یکدیگر بودند و در وسط یک میله سخت گرفتند. همانطور که آنها یکدیگر و لوی را کاوش می کردند ، دائماً در حال کار بودند ، زیرا پنترونها و غنایم در سراسر جهان بالا می رفت. آن دسته از شیرخواران مایل بودند که روز خود را در دفتر به پایان برسانند.