لوي از من دعوت كرد كه يك روز به شكار اردك بروم و من كلي حاضر بودم بروم كه كينزي با من تماس گرفت و برنامه هاي من را بهم زد. این نوزاد به دنبال سیان تماس می گرفت و بعد از اینکه نتوانست با او تماس بگیرد ، تصمیم گرفت او را در سراسر من کشف کند. من به او گفتم که من شخص دیگری را برای او دارم که وقت ارزشمندی را با او بگذراند ، زیرا قبلاً می دانستم که این دقیقاً همان چیزی است که او به دنبال آن بود. زمان دور از همسر خود برای برآوردن تمام هوس های او. من نیز دیر برای شکار اردک حاضر شدم ، اما کینزی با ما در محل اقامت خود ملاقات کرد و من می توانستم شکار چندنفره ای را سرگرم کنم.