لوی خودش را به عنوان یک مامان تکمیلی در ورزشگاهی که این پسر در آن تمرین می کرد ، کشف کرد. او فقط برای معاینه به کلاس پیلاتس رفت و بعد از کلاس منتظر او ماند. از آنجایی که باران می بارید ، ما به نیکیتا پیشنهاد دوچرخه سواری را دادیم. معلوم شد که نیکیتا در تعطیلات بود و همسرش او را در آنجا رها کرد در حالی که او با دوستانش به ماهیگیری می رفت. او فردی گرم بود که نمی خواست تنها در اتاق هتل خود خسته شود و در واقع می خواست کمی لذت ببرد. نیکیتا در تمام مدت در حال چشم پوشی بود و یکبار ما را به محل خود دعوت کرد. او واقعاً بعد از آن رها شد و بزرگترین کوزه هایش را بیرون آورد. نیکیتا حتی دیلدوی لیل خود را بیرون آورد. لوی وقت خود را برای پریدن به آن ترک مرطوب و وحشی شدن تلف نکرد. این شیر گرم کثیف را که برای دیک مشتاق است از دست ندهید.