وقتی این پسر می شنود که خواهر خواهرش از اتاقش که این بچه اجاره می کند ناله می کند ، به لوی مغازه می رود. او از راهرو به بیرون نگاه می کند و می بیند که با چوب دستی خودارضایی می کند ، شکاف کوچک صورتی رنگ صورتی او را تحریک می کند و کاملاً آبدار می شود. او با او تماس می گیرد و با تلفن همراهش تماس می گیرد و جلسه تند و تیز او را قطع می کند و او را به یک سرگیجه پرت می کند. او می خندد و سپس به او می گوید که در راه است ، اما ... او او را تعقیب می کند و او را ترک می کند و از او می خواهد وارد اتاقش شود. ال اوی نمی تواند شک کند که دوست خواهرش نیمه برهنه است و شلخته ، و می خواهد که او بخشی از آن باشد ، اما او نمی تواند مقاومت کند! t او با موهای طلایی وحشی کوچک برادر دوستش کتک می زند در حالی که خواهرش در اتاق دیگر است!