کریسی به فروش کلوچه های زن چوبی برای خواهر کوچک بیمار خود کمک می کند. آن نوزاد حتی هنوز لباس قدیمی خود را دارد! تنها مشکل این است که اکنون برای او کمی ریز است ، بنابراین وقتی به محل زندگی بیل می رسد ، بزرگترین بیلبونگ هایش بدون سرش می ریزند! بیل می تواند بگوید که او می خواهد مته را دریافت کند ، بنابراین این جادو جادوی او را انجام می دهد ، و خیلی زود زرق و برق دار می شود و دستانش را روی شلوار نخی سفیدش می کشد و دکمه عشق او را می مالد. بیل یک بار قاپش او فوق العاده و خیس شده است ، بیل به دختر بازیگر با انحنای کثیف آن ارزش لعنتی سختی را می دهد که منتظرش بوده است!