کیمبرلی کین در حال حاضر شدن برای شام با رئیس و دوست دخترش ، جیدن کول بود. کیمبرلی همه لباس و کفش پاشنه بلند پوشیده بود و ظاهری فوق العاده زیبا داشت. این بچه تقریباً در حال آماده شدن بود که جیدن بیرون آمد و پرسید آیا می توانند شام را دوباره برنامه ریزی کنند. کیمبرلی ناراحت شد تا اینکه دید جیدن در زیر آن لباس چه داشت. او یک لباس زیر وحشی پوشیده بود و تکان دهنده های سرسبز او بسیار شاداب به نظر می رسیدند. آنها شروع به بوسه كردن و در آوردن لباسهاي ديگر كردند. آنها چاقوها و احمق های یکدیگر را لیس می زدند. شام فعلاً لغو شد و آن روز ، روز عالی دیگری برای زندگی مشترک بود.